سمعک های ریسوند
وزوز پاتوبیولوژیک

وزوز پاتولوژیک

وزوز پاتولوژیک

این نوع کلی از وزوز با اختلالات فیزیکی یا روانشناختی مرتبط بوده و در چهار زیر گروه قابل بررسی است.

۴- الف)وزوز پاتولوژیک

این نوع کلی از وزوز از محلی غیر از دستگاه شنوایی منشا می گیرد و میتواند در نتیجه بیماریهای بسیار نادر ایجاد شود. با توجه به منبع اصوات ، به چند دسته شامل موارد عضلانی ، عروقی و تنفسی تقسیم میشوند. در نوع عضلانی ، میتوان به کلونوس های عضلات داخل حفره تمپان و کلیکهای فکی – گیجگاهی یا اصوات ارتعاشی اشاره کرد. در نوع تنفسی ، وزوز به صورت اصوات دمشی در اثر پاتولوس لوله استاش ایجاد شود و در نوع عروقی میتوان به تور بولانس های عروقی ناشی از پلاگ های اتروی همراه با فشارخون بالا و یا بدون آن اشاره شود. فیستول های شریانی – وریدی وانوریسم ها و تومور گلرموس نیز در این طبقه جای می گیرند.

۴-ب) وزوز پاتولوژیک رفلکسی(غیر شنیداری)

اختلالات فکی گیجگاهی و گردنی از عوامل مسبب این گروه از وزوزها می باشند. این اختلالات احتمالاً از طریق ایجاد انقباض در عضلات سر و گردن میتوانند باعث وخامت وزوز و یا ایجاد آن باشند.

۴-ج) وزوز پاتولوژیک روانشناختی

این نوع وزوز به دو زیرگروه تصوری و توهمی تقسیم میشود. نوع تصوری آن ناشی از واکنش های تبدیلی مغز در تبدیل وزوزهای معمول به اصوات سازمان یافته مثل موسیقی و یا اواز می باشد که به طور شایع در افراد کهنسال دیده میشود. این شکل از وزوز میتواند علامت اولیه ای از حالت گیجی در فرد باشد ولیکن هیچگاه یک سایکوز جدی محسوب نمیشود. در نوع توهمی وزوز به صورت اصوات گفتاری بویژه به شکل های ناسزاگویی واتهامی وجود دارد و غالباً در افراد سایکتیک دیده میشود . این حالت از وزوزها ممکن است در افراد مستعد به وزوزهای طولانی اتفاق افتد.

۴-د) وزوز وزوز پاتولوژیک شنیداری

این نوع وزوز در درون دستگاه شنوایی اتفاق می افتد و به دو گروه عمده طبقه بندی میشود: وزوزهای هدایتی و وزوزهای حسی – عصبی، وزوزهای هدایتی عمدتاً در نتیجه تاثیرات غیر مستقیم روی حلزون بوجود می آیند. حلزون گوش به عنوان شایع ترین محل ایجاد وزوز مطرح است اگر چه عصب حلزون و ساقه مغز نیز در ایجاد آن موثر هستند. در حالیکه اکثر وزوزها به طور اولیه به دلیل انواعی از مکانسیم ها در حلزون گوش ایجاد میشوند. این امر باعث شده که فعالیت آرامش عصبی در اعصاب حلزونی دچار اختلال شود و تغییر این فعالیت در مسیرهای عصبی صعودی، در درک و تقویت بعدی آنها پراهمیت جلوه کند.